دختر آبادانی !

 

هنوز هم

دختر آبادانی بیقراره ...

پدرش را در جنگ از دست داده و جفت سینه های مادرش را سرطان به هیچ تبدیل نموده است و با مردی ازدواج کرده که از فرط ِ اختلاف سنی می تواند جای خالی پدرش را نیز پرکند....

/ 17 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ghoghnoos

مطمئنم اینو قبلا جایی خوندم!

کیمیا

تو چرا نمی نویسی محس؟ هی لج ادم رو در میاری دیگه...

کیمیا

غمگینم و این نوشته بهم چسبید...لعنت نشد یه بار بیام واسه خاطر اینکه خوشیمو خراب کردی دری وری بگم...

زميني

و اين( هنوز هم )هميشه ي دخترك مي باشد...

سلام .. واقعا متن زیبا و سنگینی بود. ممنون

شکوفه گیلاس

برای ماها که قصه طولانی و گریه اورو سرتاسر سیاه ستایش دوست داشتنیه .نوشتن از دردهای تازه و کهنه مثل وقتیه که کله صبح بلند شی و اول ققبل از شستن دست و صورتت بری تلویزیون رو روشن کنی .روتینه.

ساره

تو این عکسه نشستی تو کافی شاپ سکوت کردی ؟

دانیال 0631

خیلی ناله پاراف میکنی داداش حالا فصاحت ادبیش بماند!!! چند تا عکس از ابادان بزار .. یکم از قدیم و جدید ابادان بگو با یه مش تایپک غمگین به جایی نمیرسیم ...

از خاک کمتریم

برخي پيشاني‌نوشت ها رو بايد با چيزي شست كه جاش نمونه...در اين دوره باطل بي‌همه چيز...